moala

« فرقي نمي کند که انسان مسلمان باشد يا نه ، مهم اين است که در دنيا کار خير انجام بدهد. » شايد شما هم اين روز ها جملاتي از اين گونه را از مردم بخصوص از قشر جوان جامعه زياد شنيده باشيد. آنها در واقع مي خواهند بگويند کار خير از هرکسي چه مسلمان ، غير مسلمان و يا حتي بي ديني هم که سر بزند مقبول درگاه الهي است و اگر هم بشنوند که عمل افراد غير مسلمان اجر و پاداشي ندارد آن وقت مي خواهند عدل الهي را زير سؤال ببرند. به راستي آيا کارهاي خير از غير مسلمان مقبول درگاه الهي هست؟

براي پاسخ به اين سؤال در ابتدا بايد به اين نکته خوب توجه کرد:
اسلام بين مشرک و اهل کتاب تفاوت قائل شده است. مشرک و منکر خدا به واسطه شرک و انکار خداوند ، باب نجات را تا ابد به روي خود بسته است و امکان انجام اين عمل مقبول براي آنها نيست. اما اهل کتاب که از سرمايه ايمان به خدا و قيامت بهره مندند مي توانند با شرايطي اعمال صالح مقبول در پيشگاه پروردگار داشته باشند. حال ممکن است اين سؤال در ذهن بعضي جرقه بزند که عمل نيک چه از مؤمن صادر شود يا کافر ماهيتش نيک است و قهراً بايد مورد قبول حق تعالي گردد زيرا خوب از هرکس خوب و بد از هرکس بد و نسبت خداي متعال با همه ي بندگان يکي است ، پس ايمان چه نقشي در قبول ايمان دارد؟
در پاسخ به اين سؤال يادآوري مي کنيم که از اين مهم نبايد غفلت کرد که هر عمل دو جنبه دارد: يکي اثر عمل که نشان دهنده ي نتيجه ي مفيد يا مضر آن عمل در اجتماع بشري است.(حسن و قبح فعلي)و ديگري انگيزه عامل که اهداف ،مقاصد نفساني و روحاني و نيت شخص از انجام عمل را در بردارد.(حسن و قبح فاعلي)
در دفتر تاريخ بشر اعمال انسان ها از نظر اين که اثر سودمند يا زيان بار دارند ثبت مي شوند و سرانجام مورد نکوهش يا ستايش قرار مي گيرند و کاري به نيت شخص ندارند ، ظاهر کار را مي بينند و آن را عمل خير نام مي گذارند. اما در پيشگاه پروردگار متعال براي آن که فعلي «عمل خير» محسوب گردد تنها مفيد بودن عمل کافي نيست بلکه مهم اين است که فاعل داراي نيت و هدف خير باشد و کار خير را با انگيزه خير انجام بدهد.
در واقع عمل انسان بايد دو بعدي باشد ، هم در امتداد تاريخ و زندگي بشري پيش رفته باشد و هم در امتداد معنوي و ملکوتي به طوري که روح نيز با انجام آن عمل يک سير و سفر معنوي انجام داد. و از جايگاه خود خواهي و هوا پرستي خارج شده و به منزل اخلاص و صفا قدم گذاشته باشد. پس عمل ، با هدف و انگيزه ي عامل است که زنده مي گردد و حيات مي يابد و عمل بدون روح و انگيزه زنده نيست.
پس تا اين جا مي توان گفت اين سخن که خدا با همه ي مخلوقاتش به يک نسبت انتساب دارد و عمل خير از همه ي مردم يکسان است و خداوند بنا بر عدل خود پاداش اخروي مؤمن و غير مؤمن را يکسان قرار مي دهد ، به دلايل عقلي مردود است چرا که در اين استدلال شخصيت ، هدف ، انگيزه و سير روحي و معنوي عامل که موجب نابرابر بودن اعمال مي شود ، فراموش شده است.
کسي که خدا را نمي شناسد ، عملش تنها از نظر ظاهري خير مي باشد و يک عمل يک بعدي و بدون روح را انجام مي دهد. اما اگر خدا شناس باشد عملش حُسن ملکوتي پيدا مي کند و دو بعدي مي گردد. در نتيجه خودش و عملش به سوي خدا صعود مي کند. به عنوان مثال: هنگامي که براي دفاع از کشور سربازاني را به زير يک پرچم احضار مي کنند به نيت سربازان کاري ندارند ، براي دولت فرقي نمي کند که سرباز از روي ميل و رضا مي جنگد يا از روي ترس ، نبردش براي خود نمايي است و يا براي دفاع از حق و حقيقت.
و اين نشان دهنده ي تفاوت بارزي است که ميان قوانين الهي و قوانين بشري وجود دارد در نزد پروردگار عالم ، عمل خير تنها زماني پذيرفته و مقبول است که فقط براي رضاي خدا انجام گيرد حتي اندک شائبه ي ريا و خود نمايي ، کار نيک را آلوده کرده و شرط قبول را از آن مي گيرد. آري اسلام عمل با روح مي خواهد ، براي همين حتي اگر مسلماني زکات مال خود را بدهد ولي شائبه ريا در آن باشد ، پذيرفته نيست.
امام صادق عليه السلام مي فرمايند: « کارتان را براي خدا قرار دهيد نه براي مردم زيرا هرچه براي خداست ، براي خداست(به سوي خدا) و هرچه براي مردم است به سوي خدا بالا نمي رود. »1
پس حُسن فعلي براي پاداش اخروي آن کافي نيست ، بلکه حُسن فاعلي هم لازم است. حُسن فعلي به منزله ي تن وحُسن فاعلي به منزله ي روح و حيات است و ايمان به خدا و روز رستاخيز شرط اساسي و لازم حُسن فاعلي است.
اما به اين نکته ي قابل تأمل هم خوب توجه کنيد که هرگاه عملي به منظور احسان و خدمت به خلق و به خاطر انسانيت انجام گيرد در رديف عملي که فقط انگيزه اش « براي خود » است ، قرار نمي گيرد و البته خداوند چنين افرادي را بي اجر و پاداش نمي گذارد. حال يا در دنيا پاداش کار خير خويش را به گونه اي دريافت خواهند کرد و يا در آخرت از عذابشان کاسته خواهد شد. در برخي از احاديث آمده که مشرکاني نظير حاتم طايي به خاطر کارهاي خيري که در دنيا کرده اند با اين که مشرک اند معذب نخواهند بود و يا تخفيفي در عذاب آنها داده مي شود.
اما ملاک کلي پذيرش عمل ايمان و صالح بودن عمل است و اين حقيقت در آيه 94 سوره ي انبياء به زيبايي بيان شده است.
« فَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ »
و هر کس چيزى از اعمال شايسته بجا آورد، در حالى که ايمان داشته باشد، کوشش او ناسپاسى نخواهد شد؛ و ما تمام اعمال او را (براى پاداش) می ‏نويسيم.

پی نوشت ها
1 - رسـائل ج 1 ص 11 و 12
منابـع: کتاب عدل الهي بخش 9 ص 243 و 285

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین مطالب

  • سلسله درسهای آشنایی با اسلام (در اسلام هیچ بن بستی وجود ندارد!)

    بسم الله الرحمن الرحیم وصلی

    مشاهده
  • آیا عزاداری مخصوص شیعه است یا ریشه قرآنی دارد؟

    پاسخ به ۳ سوال در مورد

    مشاهده
  • سلسله درسهای آشنایی با اسلام(چرا خدا برخی چیزها را نجس اعلام کرده؟!)

    در خدمت جناب آقای خداوردی

    مشاهده
  • حد سرقت ! چرا و چگونه !

    قطع دست دزد چرا و

    مشاهده
  • برزخ ! عالمی که نمی شناسیم

     برزخ چیست؟در اعتقادات اسلامی برزخ

    مشاهده
  • پیامدهای عمل به قرآن

    هر بار که به دنبال

    مشاهده
  • 1
  • 2
  • 3