چرا در قران اینهمه دستور به کشتار هست؟
همه سوره ها در قرآن با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز می شود و این یعنی خداوند رحمت خود را بر آنچه در متن سوره آورده مقدم داشته
در اسلام منفعت جامعه بر منافع فردی مقدم است اگر عضوی از بدن ما عفونت کند برای سرایت نکردن این عفونت آنرا قطع می کنند آیا پزشکی که برای سلامت بیمار آن عضو را جدا می کند انسان خشنی است ؟ آیا او از سر دشمنی با بیمار چنین می کند؟
برخی می گویند اگر خدای اسلام خدای مهربانی و رافت است پس چرا این همه در قران دستور به کشتن کفارداده ؟ این مانند این است که بگوییم اگر معلم ، نسبت به شاگردان خود مهربان و دلسوز است چرا این همه تکالیف سخت به آنها می دهد و گاهی آنها را تنبیه می کند یا اگر پزشک دلسوز و خیرخواه است چرا برخی بیماران خود را جراحی می کند
خداوندی که در این عالم وجود دارد هم آفریننده مسلمان ها و هم غیر مسلمان هاست و او همه آفریده های خود را دوست دارد
خداوند انسانها را برای پیشرفت و تکامل آفریده نه نابودن کردن و از بین بردن که اگر چنین بود هرگز آنها را نمی آفرید
حکم جهاد نیز مانند سایر احکام از جانب خداوند صادر شده هر چند کسی جنگ و نزاع را خوش نمی دارد و خداوند هم در قرآن به این نکته اشاره کرده که : (كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ‏ لَكُم‏ (جهاد در راه خدا، بر شما مقرّر شد؛ در حالى كه برايتان ناخوشايند است‏ )
البته انجام بقیه احکام هم برای انسان سنگین و دشوار است ( وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعينَ‏ (از صبر و نماز يارى جوييد؛ و نماز، جز براى خاشعان، سنگین است.)
و کلا اینطور است که کمتر کسی با میل و رغبت تکالیف دینی خود را انجام می دهد چرا که هیچ حکم درستی برای خوشایند مکلفین صادر نمی شود هر چند برای ما پیش آمده که  از چیزی کراهت داشته باشیم و آن چیز به نفع ما بوده ؛ هیچ دانش آموزی مشتاقانه به کسب علم دانش نمی پردازد ، هر چند هستند دانش آموزانی که با میل و رغبت چنین کاری را انجام می دهند ، ولی شاید تعدادشان به اندازه همان کسانی باشد که با میل و رغبت به احکام دینی خود عمل می کنند ، هیچ بیماری نیست که مشتاقانه به اطاق عمل برود اما بنا به نتیجه ای که از اینکارانتظار دارد به عمل تن می دهد و درد را به جان می خرد همانطور که یک دانش آموز و مسلمان شایسته چنین می کند
احکام جهادی اسلام برای از بین بردن انسانها صادر نشده چرا که پیش از این اعراب جاهلی خود چنین می کردند و نیازی به احکام اسلامی نبود بلکه احکام جهادی قرآن برای مقابله با کفار حربی صادر شده (کافر حَربی فرد غیر مسلمانی است که دشمن حکومت اسلامی بوده و با مسلمانان در حال جنگ است و هیچ‌گونه پیمان صلحی با مسلمین ندارد . کافر حربی می‌تواند اهل کتاب یا غیر اهل کتاب باشد) از طرفی هیچ آیه ای در قرآن برای جهاد ابتدایی و حمله به سرزمین های دیگر نازل نشده
به علاوه که تمام آیات جهادی شان نزول داشته و تعمیم آن به سایر موارد نیاز به دلیل دارد مثلا آیه ای هست که می فرماید  وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُم‏ ( هر کجا کفار را دیدید به قتل برسانید ) غیر مسلمانان از این آیه اینطور برداشت می کنند که پس از نزول این آیه هر مسلمانی می تواند شمشیر بدست بگیرد و هر کجا کافری را دید آنرا بقتل برساند و این یعنی ترور که نوعی خشونت افراطی است و ربطی به جهاد ندارد و از نظراسلام نیز مردود است در حالی که اصل ماجرا مربوط به چیز دیگری بوده و علت صدور چنین حکمی به خاطرقتل عام مسلمانان توسط مشرکین و جنایات بعد از آن بوده و این حکم ارتباطی با زمانهای دیگر ندارد و نمی توان آنرا برای غیر زمان نزول آن به اجرا در آورد زیرا زمان و مکان دو رکن اساسی در صدور احکام اسلامی هستند که متاسفانه هنگام قضاوت در مورد چنین آیاتی مورد توجه قرار نمی گیرند
این نکته نیز قابل توجه است که جهاد در اسلام شرایط بسیار سختگیرانه و دقیقی دارد و اجازه تجاوز افسار گسیخته - آنطور که غیر مسلمانان فکر می کنند - را در جنگ به مسلمانان نمی دهد که به عنوان مثال در اینجا به دو شرط اشاره می کنیم
۱-    از نظر اسلام کسی حق ندارد در حال جنگ دشمن در حال فرار را  تعقیب کرده و او را بقتل برساند حضرت علی علیه السلام می فرمایند ما با کسانی می جنگیم که در مقابل ما ایستاده اند نه کسانی که به ما پشت کرده اند
۲-    کسی حق کشتن زخمی ها و اسرا و حتی آزار و دشنام دادن به آنها را ندارد
براستی اگر هدف خدا از صدور احکام جهاد در قرآن کشتار انسانها بود چرا به مسلمانان اجازه نمی دهد دشمن شکست خورده را که چه بسا خلع سلاح هم شده باشد تعقیب کنند و اورا بقتل برسانند آیا کشتن دشمن در این حالت آسانتراز زمانی نیست که با همه تجهیزات در مقابل مسلمانان ایستاده ؟!
و دیگر اینکه اگر آیات جهاد برای کشتار صادر شده چرا اسلام نه امر به کشتن که حتی اجازه تعرض و بی حرمتی به اسرا و افراد زخمی را نمی دهد آیا کشتن افراد زخمی و اسیر کاری نیست که در بسیاری از جنگها مرسوم بوده و هست؟! آیا خدایی را که چنین قوانینی برای جنگ صادر کرده می توان به خشونت و تجاوز متهم کرد آنهم به انسانهایی که خود خالق آنها بوده و به آنان روزی می دهد؟ آیا خدا نیاز به قتل عام مخلوقات خود دارد ؟ اگر چنین است چرا مانند قوم عاد و ثمود آنها را به یکباره از بین نمی برد؟ خدایی که حکم جهاد را در قرآن صادر کرده آیا خود ، توانایی اجرای آن را نداشته ؟ آیا او برای از بین بردن کفار نیاز به مسلمانان و صدور حکم جهاد داشته؟ و . . .
مسئله این است که خدا انسانها را برای عذاب کردن و کشتن نیافریده که اگر چنین بود هرگز آنها را نمی آفرید ؛ عذابهایی هم که خدا در طول تاریخ برای اقوامی چون عاد و ثمود نازل کرد همه به درخواست پیامبران بوده نه خدا !
خدا حتی حضرت یونس را به خاطر تعجیل در درخواست عذاب مجازات کرد و حضرت نوح را برای اصل درخواست عذاب مواخذه و سرزنش نمود و اینچنین خدایی را چگونه می توان خدای خشونت طلب نامید ؟!
ممکن است سوال شود که اگر عذاب این اقوام کار درستی نبود چرا خدا به درخواست پیامبرانش توجه کرده و عذاب را نازل نموده؟
پاسخ آن این است که این اقوام به خاطر اعمال زشتی که انجام داده بودند طبق قوانین الهی مستحق عذاب بودند اما مسئله اینجاست که رحمت خدا بر تمامی قوانین این عالم حاکم است مثلا وقتی کسی دیگری را به قتل می رساند حکم او قصاص است همانطور که خداوند نیزدر قرآن می فرماید "هر کس کار بدی کند باید به مانند آن مجازات شود" مثلا اگر کسی دیگری را بکشد باید کشته شود اما در ادامه همین آیه می گوید "هر کس ببخشد و گذشت نماید بر خداست که پاداش او را بدهد " (شوری ۴۰) دلیل این توصیه قرآن به گذشت این است که خداوند ، عالم را بر اساس رحمت خود مدیریت می کند نه استحقاق مردم چون اگر می خواست با مردم بر طبق استحقاقشان رفتارنماید هیچ موجود زنده ای بر زمین باقی نمی ماند (و اگر خداوند مردم را بخاطر ظلم شان مجازات مى‏ كرد، جنبنده ‏اى را بر زمين باقى نمى‏ گذارد نحل ۱۶) ؛ او به حضرت رسول صلی الله علیه و آله  نیز توصیه می کند که در برخورد با مردم عفو و گذشت پیشه کند و نه فقط یکبار که همیشه و در طول زندگی چنین باشد و به چنین روشی عمل نماید
حال دقت در نکات فوق و مشابه آن ما را به این نتیجه می رساندکه علت صدور حکم جهاد و احکام دیگری شبیه به این که شاید به ذائقه ما هم خوش نیاید و ما متوجه حکمت آن نشویم آن چیزی نیست که فکر می کنیم و باید برای فهم درست و منصفانه ابتدا نگاهی به خودمان بیندازیم و ببینیم خدایی که دوستی و محبتش سراسر وجودمان را فرا گرفته و همه نعمتها  را بدون اینکه ما حتی به آن فکرکرده باشیم یا از او خواسته باشیم به ما داده چگونه و تحت چه شرایطی چنین احکامی را صادر کرده؟!!!

کمی فکر کنیم!!