اولا نزول قرآن به زبان عربى با توجه به مخاطبان و شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) (كه عرب زبان بودند ) يك امر طبيعى است. هر کسی مطالب خويش را با زبان مخاطبان خود بيان می ‏كند يا می نويسد

خداوند در ارسال پيامبران و ابلاغ پيام‏هاى خويش همين رويه را تأييد كرده و به كار گرفته است: " و ما أرسلنا مِن رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم "
ما هر فرستاده‏ اى را با زبان مردمش فرستاديم تا بتواند حقايق را براى آنان به روشنى بيان كند. (۱)
بنابراين اگر قرآن به زبانى غير از زبان عربى بود، جاى آن داشت كه از حكمت نزول قرآن به آن زبان سؤال شود كه چرا با اين كه مخاطبان عرب بودند قرآن به زبان ديگرى كه مردم آن زمان نمی ‏فهميدند نازل شد. پس نزول قرآن به زبان عربى در درجه اوّل امرى طبيعى است
ثانياً قرآن كه به زبان عربى نازل شد، جلوى بهانه‏ گيری ‏هاى اعراب آن زمان را گرفت، چون اگر قرآن به زبان غير عربى بر آنان نازل می شد، بهانه آنها اين بود كه اين كتاب براى ما قابل فهم نيست.
در سوره فصلت می‏فرمايد: «و اگر آن كتاب را به زبان عجمى(غیر عربی) قرار می‏داديم می گفتند چرا آياتش براى ما قابل فهم نيست».(۲)
ثالثاً ملت اعراب دست كم اعراب معاصر زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نزول قرآن را از سوى فردى غير عرب نمی ‏پذيرفتند و اگر مثلاً پيامبر ايرانى بود و قرآن او به زبان فارسى بود، اعراب زير پذيرش آن نمی ‏رفتند.
در سوره شعراء آيه فرموده است: «و لو نزلنا على بعض الاعجمين فقرأه عليهم ما كانوا به مؤمنين؛ اگر قرآن را بر شخصى غير عرب نازل می ‏كرديم اعراب آن را نمی ‏پذيرفتند».(۳)

پی نوشتها
۱. ابراهيم (۱۴) آيه ۴.
۲. فصلت (۴۱) آيه ۲۴.
۳. شعراء (۲۶) آيه ۱۹۸.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید