شبهه

قرآن برای اثبات حقانیتش می گوید که کسی نمیتواند مانند آن را بیاورد چون کلام خداست اما به تازگی قرانی چاپ شده به نام فرقان الحق که مانند قران است ؛ با توجه به این مسئله چگونه کلام خدا بودن قران قابل اثبات است؟

 

پاسخ

زمانی که قرآن بر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد بسیاری از مشرکین ایشان را ساحر ، جادوگر ، شاعر و دروغ پرداز خواندند انها میگفتند اینها که محمد میخواند شعرهایی است که از پیش خود بافته تا پیامبریش را ثابت کند
قران کریم هر بار ( در ۳ مرحله ) آیاتی را در جواب این ادعا نازل کرد و فرمود اگر ادعا می کنید که این آیات کلام محمد(ص) است پس مانند آن را بیاورید و با او هم آوردی کنید
البته قرآن در جایی از این آیات به این نکته نیز اشاره میکند که محمد(ص) هیچ معلمی به خود ندیده و هیچ درسی نخوانده شما نیز کلامی را که یک شخص درس نخوانده گفته باشد بیاورید که مانند کلام محمد(ص) روشنگر و هدایت کننده باشد

اما در طی ۲۳ سال این ادعا مرتبا از سوی مشرکان مطرح میشد و قرآن هر بار به گونه ای آنها را به مبارزه دعوت میکرد که البته بی پاسخ نیز نبود
ولی برای فهم این مطلب که ارزش پاسخ انها و آیاتی که در برابر این تحدی آورده بودند چقدر بود کافی است که بدانید خود کفار نیز در مقابل آنچه که هم کیشانشان آورده بودند عکس العملهای مضحکی از خود نشان می دادند و می خندیدند
مانند آنچه بسیاری از شما شنیده اید که
" الفیل و ما الفیل و ما ادرئک الفیل له خرطوم طویل و ذنب قصیر "
که ترجمه آن چنین میشود
فیل ، و چیست فیل ، و تو چه میدانی که چیست فیل ، او دارای خرطومی دراز و دمی کوتاه است و . . . . 

 

....... و این مسئله تا امروز نیز ادامه دارد و هر بار و در طول تاریخ موارد زیادی از پاسخ به هم آوردی قرآن توسط افراد مختلف آورده شده که پرداختن به آن در این مختصر نمی گنجد

من  سالها در این باره تحقیق و تفحص کرده ام و کتابهای زیادی خوانده ام و با افراد مختلفی از موافق و مخالف بحث داشته ام ، هم درباره تفسیر و احادیث ذیل آیات تحدی قرآن تحقیق کرده ام و هم پاسخهای مخالفین را رصد کرده ام کتابی هم که شما میفرمایید مربوط به بیش از ۱۰ سال پیش است و تاز گی ندارد که آن را هم خوانده ام

اما پاسخ من در برابر تمامی ادعاهایی که شده تنها یک جمله است که:

اگر آنچه مخالفین در طول تاریخ ( از ابتدای نزول قرآن تا کنون) آورده اند متاع با ارزش و کلام قابل دفاعی بود دیگر نیازی به این همه جنگ و جدال بر سر حقانیت اسلام نبود چرا که کفار می توانستند با پاسخی در خور به تحدی قران آنر باطل کرده و اصل و اساس وحیانی بودن اسلام و تعالیم آن را زیر سوال ببرند
مسئله این است که ( همانطور که قبلا هم گفته شد ) کفار حتی پاسخهای خود را هم قبول نداشته و ندارند که اگر قبول داشتند بر سر آن می ایستادند و از آن دفاع می کردند 

حرف در این باره بسیار زیاد است که من چکیده و کلام نهایی آنرا خدمتتان عرض کردم

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید