دو تا سوال داشتم 

اول اینکه : آیا نوشته‌هایی که در بعضی از سایت‌ها مبنی بر پیدا شدن راز حروف مقطعه «الم و ...» ،هست حقیقت دارد؟

دوم اینکه : مگر نباید قرآن برای بشر قابل فهم و درک باشد، پس چرا باید رازی وجود داشته باشد که هیچکس ازآن سر در نیاورد؟!

پاسخ

پاسخ به سوال اولتان را از سایتها شروع می کنیم


الف – سایت‌ها:
اگر چه تکنولوژی اینترنت، امکان بسیار مفیدی جهت سرعت و سهولت در ارتباطات و ارائه و دریافت اطلاعات می‌باشد، اما معنایش این نیست که هر مطلبی، در هر شبکه‌ای، سایتی و پستی که درج گردید، حُکم وحی منزل داشته باشد و حتماً درست ‌باشد! بالاخره تمامی شایعات، خرافات، دروغ‌ها، تخریب‌ها، جوّسازی‌ها، مفاسد و ... نیز از همین طریق بین اذهان عمومی رواج می‌یابد.
بنابر این، در فضای مجازی گاهی به سایت معتبری که «پایگاه رسمیِ شخصیت حقیقی یا حقوقی» شناخته‌ شده‌ای است رجوع می‌شود: (مانند سایت‌های دانشگاه‌ها، مؤسسات علمی و تحقیقاتی در هر موضوعی، یا اشخاص شناخته شده و ...)؛ اما گاهی به مطلبی که در جایی نوشته شده رجوع می‌شود که آنگاه حتی به «سند و ارجاعی» که ذیل آن نوشته شده نیز نمی‌شود اعتماد قطعی نمود. فرض کنید هر حدیث جعلی یا ... را درج کنند و زیرش بنویسند: «بحارالانوار، اصول کافی و ...».
پس باید با دقت و حساس بود، به ویژه اگر مطلب درج شده مربوط به معارف اسلامی باشد.

ب) و اما در مورد حروف مقطعه

چه کسی گفته که هیچ کس از حروف مقطعه سر در نمی‌آورد؟! آیا اگر اندکی از عالمان، چیزی را دانستند، اما عموم ندانستند، می‌توانند بگویند که هیچ کس سر در نمی‌آورد؟! مگر همگان از تمامی علوم سر در می‌آورند؟!
خیر؛ بلکه هر عالمی، به علومی واقف می‌گردد و دیگران از علم او بهره می‌برند؟ دانش‌ بسیاری نزد اهل عصمت علیهم السلام وجود دارد که دیگران نمی‌دانند، اما با تبعیت از آنها، بهره‌اش را می‌برند.
بنابراین، علوم حروف مقطعه، نزد اهل عصمت علیهم السلام وجود دارد ؛ قرآن مجید نیز که فقط برای ما نیامده است، ابتدا برای رسول خدا و سپس حجج الهی علیهم السلام آمده و آنان را تعلیم داده است.
بی‌تردید اگر همگان بتوانند حروف مقطعه را که به عنوان رمزی بین خدا و رسولش صلوات الله و آله، قلمداد می‌شود، کشف کنند که دیگر رمز و راز نمی‌باشد.
از این‌رو، چه برگرفته از احادیث و چه بر گرفته از تفاسیر بسیار معتبر، مباحثی در این موضوع طرح شده است که بسیاری از آنها نیز اعتبار و احتمال دارد، اما وقتی گفته می‌شود که «رمز و راز»، یعنی کسی نمی‌تواند بگوید: «این است و غیر از این نیست»، بلکه حتی اگر شرح و بیانی مستند بر حدیث معتبری نیز صورت گیرد، در حد اشاره به وجهی از وجوه آن می‌باشد.
چرا حروف مقطعه آمده:
بله، این یک سؤال است و در قالب شبهه نیز چنین مطرح می‌شود که «اگر قرآن برای هدایت همگان است، پس چرا در آن رمز و رموزی بین خدا و رسولش صلوات الله علیه و آله وجود دارد که دیگران آن را درک نمی‌کنند؟
در مقام پاسخ به چند نکته‌ی بسیار مهم باید توجه نمود:
یک – بیان شد که قرآن کریم (وحی) ابتدا برای تعلیم آنان آمده است، پس اشکالی ندارد که علوم حروف مقطعه، خاص آنان باشد.
دو - رسول اکرم صلوات الله علیه و آله، برای هدایت مردمان تا آخرالزمان مبعوث گردید، چنان که فرمود:

« وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّاكَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ 

و ما تو را جز [به سمت‌] بشارتگر و هشداردهنده براى تمام مردم، نفرستاديم؛ ليكن بيشتر مردم نمى‌دانند.» (سبأ، ۲۸)

و قرآن کریم نیز با تمامی آیات، محکمات، متشابهات، ظاهر، باطن و بواطن و رمز و رازهایش، برای هدایت جمیع انسان‌ها، بر ایشان نازل گردیده است:

« تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا

بزرگ [و خجسته – خیرپایدار و بی‌پایان] است كسى كه بر بنده خود، فرقان [=كتاب جداسازنده حق از باطل‌] را نازل فرمود، تا براى جهانيان هشداردهنده‌اى باشد.»

سه – بنابراین، بسیار طبیعی است که بین خالق علیم و حکیم، پروردگار عالم (ربّ العالمین)، رمز و رازهایی در تعلیم علم لدنی وجود داشته باشد و بهره‌ی دیگران نیز پس از دریافت وحی توسط ایشان، این باشد که بدانند: علوم قرآنی بسیار فراتر از این است که در ظاهر کلمات، معانی و مفاهیم ظاهری آن می‌بینند؛ علومی که اگر قرار باشد بخشی از آنها نوشته شود، چند صد کتاب می‌شود! اما اینها در قالب دو یا سه یا ... حرف به ایشان تعلیم شده است.
مثال:
برخی از همین حروف مقطعه، توسط معصومین علیهم السلام بیان شده است و به حسب ظاهر از رمز و راز درآمده و آشکار گردیده است، اما همان شهودش نیز در غیب است و هر کسی به وسعت و ظرفیت وجودی خود می‌تواند از آن بهره بگیرد.

به عنوان مثال: امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام فرمودند: «اَنَا الحَوامیم»، یعنی " حم = حاء میم"های قران کریم من هستم (۱). پس این علم را بیان نمودند، حال چه کسی می‌تواند به صورت کامل یا نسبتاً کاملی شخصیت، ابعاد وجودی و مقام و مرتبت ایشان را بشناسد و بنویسد؟!
 می‌دانیم هفت سوره در قرآن کریم، با حروف مقطعه «حم» شروع شده است؛ هم چنین می‌دانیم که آیات بعدی در تمامی این هفت سوره، در مورد "نزول کتاب" می‌باشد؛ حال چه ارتباطی میان « اَنَا الحَوامیم » با این آیات که بحث از سراسر "کلام الله" دارد، وجود دارد؟!
آیا تمامی این معارف ناشناخته و مرموز است، یا خیر؟ بلکه وجوه بسیاری از آنها شناخته شده و مؤمنان اهل علم می‌توانند به صورت مستمر کنکاش کرده و به علوم تازه‌تری دست یابند؟!
نکته - (کشف رازهای تو در تو):
*- نکته قابل توجه اینجاست که آیا آن چه آشکار و در قالب جملات کوتاه یا طولانی بیان شده و معنا و مفهوم آن نیز قابل درک است را می‌دانیم؟ و به آن چه دانسته‌ایم ایمان آورده و عمل می‌کنیم که حالا گفته شود: «اگر طه، یس، حم و ...، رمز و راز است، پس چگونه هدایت می‌کند؟!»
*- به حسب ظاهر، در جمله‌ی (آیه مبارکه‌ی): « اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ » هیچ رمز و رازی وجود ندارد، تمامی کلمات و معانی و مفاهیم آن آشکار می‌باشد؛ اما کسی که نمی‌داند "صراط مستقیم" کیست یا چیست، چه دعایی می‌کند و از خدا می‌خواهد که او را به کدام راه و سمت و سو هدایت نماید؟! پس خودش ابتدا یک ابهام دارد و یا رمز است!

*- پاسخ این ابهام را خداوند متعال در همان سوره می‌فرماید: « صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »؛ بسیار خب، اما حالا این « أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ = کسانی که به آنها نعمت دادی»، کیانند؟!
پس در اینجا، هم رازی مشخص شد که "صراط مستقیم"، صراط اشخاص می‌باشد و نه یک معنای موهوم؛ و نیز مشخص شده که آنان از نعمت پروردگار برخوردار شده‌اند.
حالا نعمت چیست و ... بماند؟ اما آنان کیانند؟! باز خداوند این سرّ را نیز آشکار نموده و می‌فرماید:
« وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا » (النساء، ۶۹)
ترجمه: و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند، در زمره كسانى خواهند بود كه خدا به ايشان داده است، [يعنى عده‌ای‌] از پيامبران و راستان و شهيدان و شايستگانند و آنان چه نيكو همدمانند.
*- بسیار خب، تا اینجا روشن شد، اما در کلاس بالاتر، سؤالات دیگری پیش می‌آید و می‌پرسیم: «حال ما چه کنیم؟ بالاخره از چه کسی یا کسانی اطاعت کنیم؟ چطور می‌توانیم پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان را بشناسیم؟ راه‌شان چه بوده است؟ پیام‌شان چه بوده و از چه تبعیت کنیم؟!

*- در اینجا، آن کسی که قرآن کریم با تمامی سور، آیات، ظواهر، بواطن، حروف رمز و جملات علنی و آشکارش به او نازل شده تا به ما ابلاغ نموده و تعلیم دهد، می‌فرماید:
« مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی. ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ (الْهُدی)، یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ» (خطبه غدیر خم)
ترجمه: آگاه باشید ای مردم! منم آن صراط مستقیم خداوند که شما را به پیروی آن امر فرموده. و پس از من علی است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پیشوایان راه راستند که به درستی و راستی راهنمایند و به آن حکم و دعوت کنند.
علم سراسر رمز است:
شاید با مختصر مطالب فوق، تا حدودی بدانیم که رمزهای «حم»های قرآن کریم، که تعلیم علوم بسیطی از جانب خداوند متعال به رسولش صلوات الله علیه و آله می‌باشد چیست؟ – و نیز « اَنَا الحَوامیم »، پس از رمزگشایی چه شد و چه نتیجه‌ای [برای هدایت] در بر داشت؛ اما دقت کنیم که نه تنها حروف مقطعه – نه تنها تمامی آیات قرآن کریم – بلکه تمام علوم مادی و غیر مادی در عالم هستی، سراسر رمز است – با معلوم شدن هر علمی، هزاران مجهول دیگر پیش رو قرار می‌گیرد که از معلومات حاصل شده می‌توان به آنها رسید؛ و البته هر کسی به اندازه‌ی ظرفیت و سعه‌ی وجودی خود، به اندازه توجه، همت، تلاش و کنکاش خود، به گوشه‌ای از این رموز پی‌می‌برد.
اگر عالم محدود نیست و علوم هر چه در عالم هست، در کتاب نیز هست و قرآن کریم، شرح لفظی عالمِ هستی می‌باشد [که به قلم خلق و صنع خدا نوشته شده است]، پس نه تنها علوم قرآنی محدود نیست، بلکه هیچ علمی محدود نمی‌باشد؛ لذا حتی آشکارش نیز برای عده‌ای سرّ و غیب می‌شود؛ که شاید این خودش سرّی است برای «ٱلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِٱلْغَيْبِ ».

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید