آیا عزاداری مخصوص شیعه است یا ریشه قرآنی دارد؟

پاسخ به ۳ سوال در مورد عزاداری

آیا عزاداری مخصوص شیعه است یا ریشه قرآنی دارد؟
در پاسخ باید گفت عزاداری ریشه قرآنی نیز دارد و آیات عدیده ای بر این امر دلالت دارد که به نمونه هایی اشاره می شود:
الف: سوگواری یعقوب در فراق یوسف
به این جهت است که حضرت سجاد ( علیه السلام ) در پاسخ کسانی که به گریه های شدید و طولانی آن حضرت در سوگ پدر بزرگوارش اعتراض می کردند، فرمود: «مگر شما از گریه و عزاداری یعقوب اطلاع ندارید؟ او سالیان طولانی در فراق یوسف گریست تا بینایی خود را از دست داد، در صورتی که فرزندش حیات داشت و تنها از جلو چشمانش ناپدید شده بود. امّا من با چشمان خود دیدم که پدرم و ۱۷ تن از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را شهید کردند و سرشان را از تن جدا نمودند.»(۱)
ب: تعظیم شعائر الهی
قرآن کریم می فرماید: «و من یعظّم شعائر اللّه فانّها من تقوی القلوب؛ (۲) و هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد این کار نشانه تقوای دلهاست.»
مرحوم علّامه طباطبایی می نویسد: «شعایر عبارت است از نشانه هایی که انسان را به سوی خدا راهنمایی می کند و منحصر به صفا و مروه و مانند آن نمی شود بنابراین هر نشانه ای اکه انسان را به یاد خدا بیندازد تعظیم آن موجب تقوای الهی می گردد و تمام نشانه ها را در بر می گیرد.»(۳)
و عزاداریها بهترین مصداق شعائر الهی است چرا که در آنجا قرآن خوانده می شود و مسائل دینی مطرح می گردد، مردم به یاد خدا و قیامت می افتند و در هجران و شهادت اولیاء خدا گریه می کنند.
ج: عزاداری اظهار مودّت به اهل بیت ( علیهم السلام )
در قرآن کریم می خوانیم: «قل لااسئلکم علیه اجراً الّا المودّة فی القربی؛(۴) بگو اجری بر رسالتم از شما نمی خواهم مگر دوستی بستگانم را». دوستی نشانه هایی دارد یکی از آنها این است که در شادی اهل بیت شاد و در ماتم آنها اندوهناک باشد.
و امام رضا ( علیه السلام ) نیز فرمود: اگر دوست می داری که همنشین ما در بهشت برین باشی، در غم و اندوه ما اندوهناک و در شادی ما شادمان باش و ولایت ما را بپذیر، چه آن که اگر کسی سنگی را دوست بدارد روز قیامت با آن محشور می گردد.»(۵)

آیا سابقه داشته که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای کسی عزاداری کرده باشند؟!
نمونه هایی از سخنان و سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
الف: عزاداری در سوگ شهدای احد و عمویش حمزه:
ابن مسعود می گوید: « رسول خدا در شهادت حمزه به گونه ای به شدّت گریست که مانند آن را از آن حضرت ندیده بودیم، جنازه او را در قبله نهاد آنگاه ایستاد و با صدای بلند گریه سر داد تا این که بیهوش شد و پس از آن فرمود: ای عموی رسول خدا! ای شیر خدا و شیر رسول خدا! ای حمزه، ای انجام دهنده کار خیر، ای حمزه، ای برطرف کننده سختیها از پیامبر، ای کسیکه دشمن را از برابر رسول خدا دور کرده، وجود او را نگهداری نمودی.»(۶)
محمد طبری می نویسد: «پیامبر از کنار خانه دو گروه از انصار به نام بنی عبدالاشهل و بنی ظفر گذشتند که بر شهیدان احد گریه و عزاداری می کردند، چشمان مبارکش پر از اشک شد و آنگاه فرمود:«لکن حمزة لابواکی له؛ حمزه گریه کننده ندارد.» سعد بن معاذ و سید بن خضیر که از یاران آن حضرت بودند در هنگام بازگشت به خانه ای از بنی عبدالاشهل دستور دادند جلسه گریه و عزاداری را رها ساخته و خانه حمزه بروند و برای عموی پیامبر گریه و عزاداری کنند.»(۷)
ب ـ گریه در مرگ فرزندش ابراهیم
انس بن مالک می گوید: بر پیامبر وارد شدیم در حالی که ابراهیم (فرزندش) در حال جان دادن بود دیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشک می ریخت و گریه می کرد: عبدالرحمان گفت: یا رسول اللّه شما چرا گریه می کنید؟ آن حضرت فرمودند: این گریه رحمت است و اضافه کردند چشم می گرید و قلب از شدّت اندوه می سوزد، ولی سخنی که بر خلاف رضای حق باشد بر زبان نمی گویم. سپس فرمود: «و انّا بفراقک یا ابراهیم لمحزونون؛ (۸) ای ابراهیم ما در فراق تو محزون و اندوهگین هستیم.»
ج: گریه در مرگ عثمان بن مظعون
یکی از یاران بسیار خوب پیامبر عثمان بن مظعون بود. وقتی از دنیا رفت پیامبر در سوگ او گریست. عایشه می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عثمان بن مظعون را در حالی که فوت کرده بود بوسید و گریه کرد و در تعبیر دیگر آمده که اشک از چشمان مبارکش جاری بود.»(۹)

آیا درست است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قبل از شهادت امام حسین ( علیه السلام ) برای او گریه و عزاداری نموده است؟
در جواب این پرسش نیز سعی می کنیم از منابع اهل سنّت استفاده بریم که آن حضرت قبل از شهادت امام حسین ( علیه السلام ) به حال او گریه کرده اند، تا به امّت اسلام تعلیم دهد که بر این فرزندش سوگواری و عزاداری نمایند.
الف: هنگام ولادت
بیهقی نقل نموده که اسما بنت عمیس به علی بن الحسین ( علیه السلام ) گفت: «من در ولادت حسن و حسین قابله جده ات فاطمه(سلام الله علیها) بودم وقتی حسین به دنیا آمد، رسول خدا به سراغ من آمد و فرمود: ای اسما فرزندم را بیاور، حسین را در پارچه سفیدی قنداق کرده به دست آن حضرت دادم و در گوش راست اذان و در گوش چپ ایشان اقامه گفتند، آنگاه او را در دامن خود گذاشتند وگریستند! عرض کردم پدر و مادرم فدایت، چرا گریه می کنید؟ فرمود: بر این پسرم! گفتم او که هم اکنون متولد شده است. فرمود: ای اسماء پسرم را گروه ستمگران خواهند کشت. خداوند شفاعتم را به ایشان نرساند! آنگاه فرمود: ای اسماء این مطلب را برای فاطمه مگو چون تازه بچّه دار شده است.»(۱۰) با اینکه در مراسم ولادت رسم بر این است که شادی می کنند ولی برای اوّلین بار در تولّد نوزادی عزاداری شد.
ب: خواب ام الفضل و گریه حضرت
ام الفضل می گوید: «به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وارد شدم و عرض کردم دیشب خواب ناراحت کننده ای دیدم، حضرت فرمودند: خوابت را نقل کن. عرض کردم: خواب دیدم گویا قطعه ای از بدن مبارک شما جدا و در دامن من گذاشته شد، حضرت فرمود: خواب خوب دیده ای، از فاطمه(سلام الله علیها) فرزندی به دنیا می آید و در دامن تو رشد می کند چندی بعد فاطمه حسین را به دنیا آورد و همان گونه که رسول خدا فرموده بود (اتفاق افتاد).
روزی بر آن حضرت وارد شدم، حسین را در دامن خود نشاند و چشمانش پر اشک شده و گریست. عرض کردم پدرم و مادرم به قربانت ای رسول خدا! شما را چه شده است؟ فرمود: جبرئیل نزدم آمد و خبر داد که امّتم فرزندم حسین را به قتل می رسانند گفتم: این فرزند را؟ فرمودند: آری، سپس خاک را به من دادند و این خاک همان خاکی بود که سالیان بعد حسین بر روی آن به شهادت رسید.»(۱۱)
ج: سوگواری در منزل ام سلمه
ام سلمه می گوید: «حسن و حسین ( علیهم السلام ) در جلو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خانه من مشغول بازی بودند، جبرییل نازل شد و گفت: ای محمّد! امّت تو فرزندت حسین را شهید خواهند کرد آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گریست، سپس حسین را در آغوش گرفته و به سینه چسباند و فرمود: «ودیعةٌ عندک هذه التربة و قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم یا ام سلمه اذا تحولت هذه التربة دماً فاعلمی انّ ابنی قد قتل؛(۱۲) این تربت در نزد تو امانت باشد خاک را بوسیدند و فرمودند ام سلمه، هرگاه این تربت رنگ خون به خود گرفت، بدان که فرزندم حسین به شهادت رسیده است.»
د : سوگواری اصحاب همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
در روایت آمده است که امام حسین ( علیه السلام ) کودکی دوساله بود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای سفری آماده گردیدند در همان گامهای نخستین ناگهان توقف نموده و فرمودند: هم اکنون جبرییل مرا از سرزمینی آگاه نمود که در کنار شط فرات قرار دارد و نامش کربلا است، حسین فرزند فاطمه در آن سرزمین به شهادت می رسد. از قاتل او جویا شدند؟ فرمود: مردی است که نامش یزید می باشد که فرزندم را به قتل می رساند و هم اکنون محل کشته شدن و دفن حسین را با چشم خود می نگرم. آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با حالت غمگینی و ناراحت از سفر برگشتند و سفر را ناتمام گذاشتند. پس از پایان یافتن سخنان، دست راست را بر سر حسن و دست چپ را بر سر حسین گذاشت سپس دست را به سوی بالا بلند نمود و فرمود: بارالها! محمد بنده و پیامبر توست و این دو، پاکان اهل بیت و برگزیدگان ذریّه من و اصل و ریشه من هستند این دو را در میان امّتم به جانشینی خود می گذارم «اللّهم فبارک له فی قتله و اجعله من سادات الشهداء...؛ خدایا شهادت را برای حسین مبارک گردان و او را سرور شهیدان قرار ده، خدایا برای قاتل و خوارکننده اش برکتی قرار مده.»
زمانی که سخنان حضرت به اینجا رسید صدای مردم حاضر در مسجد به گریه بلند شد، حضرت فرمود:اتبکون ولاتنصرونه؟ آیا برای او گریه می کنید و او را یاری نمی کنید؟ پس از آن از مسجد خارج شد و بعد از لحظاتی در حالی که رنگشان متغیّر و چهره شان برافروخته بود به مسجد بازگشتند و با چشمان گریان فرمود: «ای مردم دو گوهر گرانبها در میان شما بر جای می گذارم، کتاب خدا و عترتم که آمیخته با آب حیاتم و ثمره وجودم می باشند. این دو از هم جدا نخواهند شد تا هنگامی که کنار حوض کوثر بر من وارد شوند و من در مورد اهل بیتم از شما چیزی جز دوستی آنان نمی خواهم و این چیزی است که پروردگارم به من دستور فرموده است. پس مواظب باشید که در روز قیامت در کنار کوثر شما را ملاقات نکنم در حالی که با اهل بیتم دشمنی نموده و بر آنان ستم کرده باشید.»(۱۳)
پی نوشت ها:
۱. وسائل الشیعه، حرّ عاملی، بیروت، داراحیاء التراث، ج ۲، ص ۹۲۳ باب جواز البکاء علی المیّت؛ مناقب آل ابی طالب، علی بن شهر آشوب.
۲. سوره حج، آیه ۳۲.
۳. علّامه طباطبایی، تفسیر المیزان، دارالکتب الاسلامیة، ج ۱، ص ۴۱۴، ذیل آیه ۱۶۵ بقره.
۴ . سوره شوری، آیه ۲۳.
۵ . بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج ۴۴، ص ۲۸۷ باب ثواب البکاء علی مصیبة الحسین)ع(.
۶ . سیرة الحلبیّه، حلبی، ج ۲، ص ۶۰، منتخب کنزل العمال، ج ۲، ص ۴۰، المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، کتاب الجنائز، ج ۱، ص ۳۸۱، و ر.ک وسائل الشیعه، همان، ج ۲، ص ۹۲۴.
۷ . تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، حوادث سنه سوّم هجری، جنگ احد، ج ۲، ص ۲۷.
۸ . صحیح بخاری، باب ۸۲۸، ص ۱۵۸، فتح الباری، ج ۳، ص ۱۳۵.
۹ . جامع الاصول، همان، ج ۱۱، ص ۹۵، شماره ۸۵۶۶.
۱۰ . مقتل، ابوالمؤیّد خوارزمی، ج ۱، فصل ششم در فضائل حسنین، ص ۸۸ ؛ ذخائر العقبی محب الدین طبری، ص ۱۱۹، باب ۹.
۱۱ . مستدرک علی الصحیحین، کتاب معرفة الصحابه، ج ۳، ص ۱۷۶؛ کنزالعمّال، ج ۱۲، ص ۱۲۳، ح ۳۴۳۰۰؛ المنتظم، ج ۵، ص ۷۸، ج ۶، ص ۳۸۶.
۱۲ . مجمع الزوائد، نورالدین هیثمی، ج ۹، ص ۱۸۹، باب مناقب الحسین، ذخائر العقبی، باب ذکر رؤیا ام سلمه، ص ۱۴۷، مسند احمد حنبل، ج ۳، ص ۲۶۵.
۱۳ . مقتل ابن جوزی، ج ۱، ص ۱۶۴.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین مطالب

  • سلسله درسهای آشنایی با اسلام (در اسلام هیچ بن بستی وجود ندارد!)

    بسم الله الرحمن الرحیم وصلی

    مشاهده
  • آیا عزاداری مخصوص شیعه است یا ریشه قرآنی دارد؟

    پاسخ به ۳ سوال در مورد

    مشاهده
  • سلسله درسهای آشنایی با اسلام(چرا خدا برخی چیزها را نجس اعلام کرده؟!)

    در خدمت جناب آقای خداوردی

    مشاهده
  • حد سرقت ! چرا و چگونه !

    قطع دست دزد چرا و

    مشاهده
  • برزخ ! عالمی که نمی شناسیم

     برزخ چیست؟در اعتقادات اسلامی برزخ

    مشاهده
  • پیامدهای عمل به قرآن

    هر بار که به دنبال

    مشاهده
  • 1
  • 2
  • 3